|
اکبر هاشمی رفسنجانی برای
انانکه در انقلاب بهمن شرکت داشته و یا نظاره گر بوده اند چهره ای شناخته
شده است. اما برای نسل جدید و جوانانی که اکنون قهرمانان آزادی میهنمان
ایران هستند شاید مختصر معرفی از او برای شناخت بهتر لازم باشد.
او خود را مرد بحران شکن مینامد و مدعی نجات جمهوری اسلامی از سرنگونی شده
است روحانیون همطراز او نیز چنین می اندیشند. اگر نیم نگاهی به کتاب خاطرات
او بیندازید در خواهید یافت که او نه یکبار بلکه چند بار ناجی جمهوری
اسلامی بوده است.
حضور او در صحنه سیاسی ایران با شرکت در قتل حسنعلی منصور نخست وزیر رژیم
گذشته آغاز میشود. رفسنجانی در مصاحبه با شبکه یک تلوزیون جمهوری اسلامی
در سال 1360به مناسبت سالگرد اعدام نواب صفوی از رهبران فدائیان اسلام می
گوید: شهید نواب از من تقاضای اسلحه نمود و قرار شد که اینکار هرچه زودتر
انجام شود کلت کمری را که شاه به موزه استان قدس رضوی هدیه داده بود توسط
روحانی مسئول موزه به من داده شد و قسمت هم همین بود که او با این کلت
کشته شود.این اولین و آخرین باری بود که او از این ماجرا حرف زد البته این
گاف را بعنوان تازه کار بودنش در سیاست داد و پس از انهم بارها از این نوع
گافها داده است.
در آن سالها او نزدیکترین فرد به اقای منتظری بوده و با سازمان مجاهدین خلق
هم ارتباط میگیرد و همین ارتباط که بیشتر هم مربوط به جمع آوری کمک مالی
برای سازمان مجاهدین خلق بوده باعث دستگیری او میشود. او در زندان بسیار
می آموزد و تجربیات آن دوران را خود گرانبها میخواند. صمیمی ترین دوستان
خود را در آن دوران ایت الله منتظری و ایت الله لاهوتی میدانست.و دیدیم
برای عبور از بحران چگونه هر دو را قربانی کرد.
با پیروزی انقلاب و به سرقت رفتن مطالبات مردم توسط خمینی خیلی زود جایگاه
خود را یافته و برای حذف رقیبان به هرکار ناشایسته و غیر اخلاقی روی می
اورد. او با تشکیل مثلثی از بهشتی و خامنه ای و احمد خمینی به حذف رقیبان
میپردازد . در ان دوران صادق قطب زاده و آیت الله لاهوتی که پدر دامادهای
او بوده از اولین قربانیان میباشند
دهه سیاه شصت را با انتخاب
لاجوردی شروع میکند. عسگر اولادی در این باره میگوید اقای هاشمی از من
خواست که فردی قاطع و بیرحم در سرکوب ضد انقلاب را به او معرفی کنم او گفت
که فرد مورد نظر روحانی نباشد زیرا خلخالی با شلوغ کاری ابروی نظام را
برده.
اسدالله لاجوردی که خود تجربه زندان را داشت از میان چند نفر انتخاب کردیم
و اقای هاشمی او را به امام معرفی کرد .لاجوردی با گرفتن اختیار تام از
اقای هاشمی و این گفته خمینی : که اگر از من هم خطی آوردند برای شفاعت قبول
نکن و ... کار خود را شروع کرد .
انتخاب این فرد بعنوان دادستان و همه کاره زندان اوین در دهه شصت تداعی
کننده گورهای جمعی در خاوران و اعدام های بیشماریست که در سینه ها ثبت
گردیده است
.اکبر هاشمی رفسنجانی خالق پروژه قتل در مانی در جمهوری اسلامیست. او چه
در مقام ریاست مجلس و چه در مقام ریاست جمهوری بنا به گفته خودش حتی یک
روز هم از فکر سرکوب مخالفان نظام غافل نبوده است
او با اغاز دوران ریاست جمهوریش به حذف مخالفان سیاسی در داخل و خارج از
کشور پرداخت . در دوران او بود که وزارت اطلاعات با فرستادن نیروهای خود
برای اموزش به روسیه و المان شرقی آن روز( دوران تکیه او بر ریاست
مجلس)یکی از قویترین تیمهای ترور را در سطح اروپاه راه اندازی کرد . شیوه
او همان گرفتن گروگان از کشورهای غربی در لبنان و نگهداری انان برای معامله
در صورت گیر افتادن ماموران تیم ترور.
بعنوان نمونه دوران ریاست جمهوری فرانسوا میتران و نخست وزیری شیراک برای
رهائی تیمهای ترور از بند گروگانهای فرانسوی را حزب الله ازاد نمود.
برای انانکه دل به هاشمی رفسنجانی بسته اند که شاید او امروز در کنار مردم
باشد باید گفت که او برای نجات خود و خانواده اش وارد این درگیری بین
جناهای سیاسی شده است.جنبش بزرگ مردم ایران دشمنی خطرناکتر از اکبر هاشمی
رفسنجانی ندارد. گذشته او در دسترس ماست.
بعد از پذیرش قطعنامه او اصلی ترین طرف مشورت خمینی برای قتل درمانی زندانیان
سیاسی بوده و همان او بود که پیشنهاد تشکیل هیئت ویژه را برای قتل عام
زندانیان سیاسی در ان تابستان سیاه 1367 داد.
او و دولتش بنا به نوشته مطبوعات (صبح امروز تاریخ دوم بهمن هفتادو هشت)به
جز قتلهای پائیز و زمستان 1377بیشتر از هشتاد مورد قتل دیگر با ذکر نام و
نشانی در داخل و خارج از کشور انجام داده است. یعنی بطور متوسط هر چهل روز
یک قتل. دوران ریاست جمهوری او یکی از خونین ترین دورانی بودکه میهن عزیز
ما از سر گذراند. انتخاب سوژه با او و مشورت علی فلاحیان بوده . پروژه قتل
درمانی او از هنرمند تا فعال سیاسی را در بر گرفته است. و هر جا که از او
سئوالی در این رابطه کردند همان پاسخ همیشگی را میگفت ..که اختلافات داخلی
خود گروها باعث ای قتلهاست.
آری این همان رفسنجانی است که از فریدون فرخزاد گرفته تا داریوش فروهر تا
پروانه فروهر و .......را قتل درمانی نمود.
او خالق پروژه قتل درمانیست و مردیست که برای عبور از بحران به هیچکسی رحم
و یا حتی در صورت گیر افتادن همکارانش کمک نخواهد کرد.
پاسخ روشن او به هر بحرانی که این نظام جنایتکار را در بر گرفت قتل درمانی
بوده است.
امروز جنبش بزرگ مردم ایران با بی اعتنائی به این فرد در پی استقرار
نظامیست که ارزوی دیرینه ایران زمین را که همانا دموکراسیست براورده نماید
بدون شک چنین ره زنانی بر سر راه این جنبش قرار خواهند گرفت با معرفی چهره
واقعی انان به پیروزی دموکراسی کمک کنیم.
------------
توفیق عظیمی---سیدنی
http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=5596
|