خيزش جديد مردم ايران عليه اقليت تبهكار حاكم بر ايران يك ويژگي
عجيب داشت. اينكه برخلاف معمولِ جنبش هاي اعتراضي و انقلابي كه با
سلسله اي از تظاهرات هاي كوچك و پراكنده آغاز مي شود و به تظاهرات
هاي بزرگي ختم مي شود كه ساخت سياسي و اجتماعي جامعه را دچار تحول
مي كند، جنبش اعتراضي با تظاهرات بزرگ آغازشد. مردمي كه از اعلام
نتايج انتخابات و تقلبي چنين آشكار دچار حيرت شده بودند تنها منتظر
فراخواني براي به خيابان آمدن بودند. اگر چه فراخوان 25 خرداد لغو
شد اما كسي نمي توانست جلوي ميليونها شهروندي را بگيرد كه به
خيابان ها سرريز شدند تا به احمدي نژاد وخامنه اي نشان دهند كه خس
و خاشاك كيست و آن واژه معدود صفت مردم است يا حاكمان تظاهرات بزرگ
اما از آن روز به بعد به دو دليل عمده جاي خود را به تظاهرات هاي
خياباني كوچك تر و غيرمتمركزداده است
.
دليل نخست آن بود كه تظاهرات مسالمت آميزمردم با گلوله ي جمهوري
اسلامي مواجه شد و عملاحكومت نظاميِ گاردهاي كشتار بر تهران و
شهرستان ها حاكم شد. دليل دوم، خودداري موسوي از فراخواندن مردم به
خيابان ها بود. موسوي و همكارانش ترجيح دادند صرفا سايه ي حضور
ميليوني مردم در خيابان ها را حفظ كنند وبا توسل به تهديد اين غول
از بطري خارج شده، باند خامنه اي-احمدي نژاد را قانع كنند كه قاعده
ي بازي را به حالت پيش از 22 خرداد برگردانند. از آنجا كه هنوز
شبكه ي هسته ها و كميته هاي مردمي مقابله با كودتا در حال رشدهستند
و قادر به تنظيم هماهنگ يك تظاهرات سراسري بزرگ نيستند ، درنتيجه
تظاهرات بزرگ جاي خود را به مجموعه تظاهرات هاي كوچك داده است كه
در فرآيند تداوم خود و سازمان يابي فزاينده ي مردمي، تكامل خودرا
در شكل تظاهرات بزرگ، در روزهاي برافكندن نظام سركوب و ترور دوباره
نشان خواهد داداما از همان ابتداي مواجهه ي مردم با نيروهاي تا
دندان مسلح حكومت، نياز به بازوي دوم جنبش مردمي، يعني اعتصاب
احساس شد. دست از كار كشيدن، و خواباندن چرخ توليد جامعه، مهمترين
ابزار و منبع مردم است براي اعمال قدرت خود بر اقليت تبهكار حاكم.
تمام ثروت وشوكتي كه اين گروه جنايتكار ثروت اندوز به دست آورده
ومي آورد و هزينه ي پروژه هاي دست و دلبازانه اي معطوف به سركوب
شهروندان خود مي كند، از سرقت ثروت جمعي جامعه تأمين شده است كه به
دليل سازوكارهاي موجود نظام سياسي، امكان تصرف آن را دور از چشم
ناظر مردم پيدا كرده است.
حاكمان تلاش دارند نشان دهند كه اصل و اساس جامعه هستند و تمام مردم صدقه
گيران و محتاجان آنها هستند. درحاليكه در واقعيت اين مردم هستند كه
حيات اجتماعي را توليد و بازتوليد مي كنند وباند حاكم زائده ي يك
جامعه زنده و پويا است و چون زالويي از آن ارتزاق مي كند
.
اما همانگونه كه تظاهرات بزرگ و ميليوني به حاكمان نشان داد كه
محبوبيتشان درجامعه تا چه ميزان است، اعتصاب عمومي نيز به حاكمان و
نيز تك تك افراد جامعه نشان مي دهد كه منبع حيات يك جامعه در كجا
قرار دارد پس به سرعت ضرورت اعتصاب عمومي براي كمك به جنبشي كه در
خيابان ها با دستان خالي با ترور دولتي مواجه شده بود در ذهن جمعي
جامعه شكل گرفت. به خصوص اينكه تجربه تظاهرات بزرگ را نيز در
اختيارداشت و شروع اعتصاب را نيز به صورت يك اعتصاب بزرگ تصور مي
كرداما اعتصاب عمومي شكل نگرفت. حداقل تا امروز. چراكه اين ايده
پردازي سريع، برخي سازوكارهاي دخيل در تدارك يك اعتصاب عمومي را
درنظر نگرفته بود وشكل گيري يك اعتصاب عمومي را مشابه با شكل گيري
تظاهرات بزرگ بيست پنج خرداد مي پنداشت اما اعتصاب عمومي با
فراخوان يك رهبر سياسي، حتي اگر آن رهبر سياسي محبوب باشد و يا
اينكه سير حوادث او را در رهبري يك جنبش قرار داده باشد شكل نمي
گيرد
.
اعتصاب عمومي محتاج اتحاديه هاي سراسري كارگران و شاغلان دربخش
هاي مختلف توليدي و خدماتي جامعه است. اما سي سال سركوب مدام
فعالين كارگري و اتحاديه اي عدم امكان شكل گيري اتحاديه هاي مستقل
در محيط هاي كاري ، و مواردي مشابه امكان واقعي سازماندهي يك
اعتصاب عمومي را در كشور به حداقل رسانده است مسأله ديگر عدم
شفافيت هدف و خواسته اعتصاب عمومي است. پس از حضور ميليوني مردم در
خيابان ها و به خيابان آمدن مردمي كه خواسته ها و مطالباتي بسيار
عميق تر وريشه اي تر از رهبران سياسي اصلاح طلبي دارند كه درحال
حاضر بيشترين امكان تماس و ارتباط را با مردم كشور دارند )در
مقايسه با فعالين سياسي خارج از حاكميت ، رهبران سياسي اصلاح طلب
از تعيين كردن هدف معين براي حركتي همچون اعتصاب عمومي قاصرند.
هدف برگزاري مجدد انتخابات ديگر همان بردي را ندارد كه روزهاي قبل
از كشتار داشت. اكنون مردم به نقش مهم ولي فقيه و ساختارهاي قانوني
جمهوري اسلامي درسركوب آزادي هاي سياسي و اجتماعي در ايران پي برده
اند. آنها خواستار محاكمه قاتلين مردم هستند و همه ميدانيم كه اين
خواست به صورت معين به معناي محاكمه ي خامنه اي و فرماندهان سپاه و
بسيج است. اما اين اهداف بسيار فراتر از خواست هاي اصلاح طلبان اند
كه متمايل اند هيچ دگرگوني ژرفي در ساختار سياسي ايران رخ ندهد
.
درنتيجه اصلاح طلبان از بيان هدفي معين طفره مي روند. آنها تمايلي
ندارند كه با طرح اهداف بسيار ضعيف و حداقلي خود، حمايت مردم را از
دست بدهند و در مقابل كودتاچيان تنها سلاح خود را از دست بدهند.
درنتيجه خواسته ي محوري براي بسيج مردم در يك اعتصاب عمومي گنگ و
بيان نشده باقي مانده است اما مردم مي دانند براي شكست دادن كودتا
و براي بازپس گيري جامعه از قوانين كودتاپرور جاري، به بازوي
اعتصابيون خود نياز داردهمانگونه كه مردم در طول مبارزات خياباني
خود حدي از سازمان يافتگي محلي و گروهي را يافته اند كه آنها را
روزبه روز بيشتر قادر مي كند حركت هاي خياباني وسيع تر و مؤثرتر را
هماهنگ كنند و سازمان دهند، شبكه اي كه در طول زماني نه چندان
طولاني قادر خواهد شد تا تظاهرات هاي بزرگ نهايي را سازمان دهد،
اعتصاب عمومي نيز در تكامل سلسله اي از اعتصابات موضعي شكل خواهد
گرفت و متكي بر سازماني سراسري خواهد بود كه از اتحاديه هاي برآمده
در دل اعتصابات موضعي شكل مي گيرد
.
در فرآيند اعتصابات موضعي خواسته هاي مردم نيز شكل شفاف تر و
ملموس تري خواهند گرفت براي مثال مي توان به چند قلمرو اشاره كرد.
در حوزه مطبوعات و رسانه ها، سانسور كنوني حاكم بر مطبوعات به حد
خفقان آوري رسيده است. سانسوري كه مشابه سانسور مطبوعات رژيم
سلطنتي در دوران حكومت نظامي است. واكنش آن روز روزنامه نگاران و
كاركنان و كارگران مطبوعات در اعتصاب با هدف لغو و برچيده شدن
سانسورمطبوعات، توانست تأثيري مهم بر جامعه بگذارد و خواست آزادي
بيان و رسانه را به صورت نيرومند در جنبش تقويت كند. يا در قلمري
وكلا، بخشنامه جديد قوه قضاييه كه استقلال كانون وكلا را به كلي از
بين مي برد، مشكلي ملموس و واقعي براي همه وكلا است كه شاهرودي
درپي اعتراضات، آن را به مدت شش ماه به حالت تعليق درآورده است.
تحصني جمعي به منظور لغو كامل اين بخشنامه مي تواند استقلال كانون
وكلا را محفوظ بدارد و بحث هايي درباره ي استقلال كامل نظام
دادگستري ازحاكميت را دامن بزند خواسته هاي معيشتي كارگران بخش هاي
توليدي كه امروزه در مقياس گسترده از سوي حاكميت لگدكوب مي شود مي
تواند نه تنها به سازمان يابي كارگران كمك كند بلكه حق زندگي
شرافتمندانه و رفع تبعيضات طبقاتي را به صورت پررنگ در جنبش عمومي
مردم به صورت يك خواسته مشترك درآيد تشكل يابي و سازمان يابي مردم
در دل همين روزهاي فشرده و تعيين كننده رشد مي كند و مي بالد
.
خواسته هاي مردم و مطالبات آنها در دل مبارزه شفاف مي شود و وضوح
مي يابد. در بحث ها و گفتگوهاي جمعي و مشترك، بر سر مسائل كلي
اجتماع از يكسو، و نيازها و مسائل روزمره وخاص محيط كار از سوي
ديگر. اعتصاب عمومي همچون رؤياي عمومي زيباست و كمر كودتا را خواهد
شكست سيستم كنوني از ما مي خواهد كه رؤياهاي خود را كناربگذاريم و
به زندگي واقعي مشقت بار تحت فاشيسم اسلامي ادامه دهيم. اما اين
روزها ما قدرت رؤياها را به چشم ديده ايم
..