كليه زندانيان سياسی را ازاد كنيد                                              حقوق مدني وازادی های سياسی و اجتماعی برای زنان، كارگران و اقليت های ملی و مذهبي                                                  مذهب امری خصوصی است. جدايی كامل دين از دولت                                               حق پوشش، مسافرت و طلاق براي زنان                                                تشكل، اعتصاب و سنديكا حق مسلم كارگران است
     

 

 حقوق بشر و دموكراسی برای ايران

 
     
  تماس با ما   پيوندها در باره ما زندانيان سياسي   اقليت ها   كودكان و جوانان  زنان    كارگري سياسی صفحه ا صلي

    

   

 

 
 

pezeshkeabi.blogspot
 

دکتر فاضلی که از جراحان بنام است دیروز صبح به من گفت: دوست دارم امروز تو دستیارم باشی. با کمال میل قبول کردم چون همیشه جراحی های خیلی سخت عروقی نورونی را انجام می داد و کلی نکته جدید در هربار دستیاری یاد می گرفتم اما این بار یک عمل ساده بود. یک کیست مقعدی.

دکتر فاضلی احتمالا حوصله نداشت خودش عمل کند مرا به ظاهر دستیار کرده بود. من به آرامی کیست را جدا کردم اما زمانی که خارجش کردم متوجه شدم کیست نیست و یک توده ی عفونی است و برای "پاتو" آنرا بسته بندی کردم. دکتر بعد از عمل از من خواهش کرد که شخصا به آزمایشگاه بروم و جواب را بگیرم و به دکتر روحانی بگویم که نهایت دقت را بکنند چرا که این بیمار از بستگان دکتر هستند. حالا فهمیدم چرا دکتر عمل به این سادگی را قبول کرده. بی علاقه به آزمایشگاه رفتم و ظرف را تحویل دادم و 40دقیقه ایی با دکتر روحانی گرم صحبت شده بودم که جواب آمد  یک بیماری عفونی آمیزشی اما با این سطح خیلی عجیب بود. سطح درگیری آنقدر زیاد بود که دکتر به جای درمان دارویی از جراحی استفاده کرده بود. به اتاق دکتر رسیدم و گفتم است. دکتر بدون توجه به من گفت: علی می دانی چرا امروز از تو خواستم که دستیار من باشی؟ بی مهابا گفتم چون در شان شما نبود. دکتر لبخندی زد و گفت نه مثل همیشه اشتباه کردی- این بیمار از بستگان ماست که تازه از زندان آزاد شده. می دانی این عفونت از چه راهی انتقال پیدا می کند؟

برق از سرم پرید. اولین موردی بود که می دیدم و خودم عملش می کردم. گفت می خواهم با باقری لنکرانی تماس بگیرم و همه چیز را بگویم. گفت حالا برو ببین وضعش چه طور است. مات و مبهوت مانده بودم. گفتم دکتر با چه کسی آمده است؟ خانواده اش خبر دارند؟ گفت علی جان آرام باش هیچکس خبر از این موضوع تجاوز جز من و تو ندارد حتی خانواده اش .

گفتم یعنی نگفته است؟ بیچاره حتما خجالت کشیده. گفت نمی دانم می خواهی هنگام ویزیت دکتر جعفری تو هم حضور داشته باش,دکتر فاضلی همیشه بعد از عمل بیمارانش را برای معاینه روانپزشکی به دکتر جعفری می سپارد

ساعت 6 دکتر جعفری آمد و به اتفاق به اتاق بیمار رفتیم. چند سوال کرد که او هم یک سری جواب شکسته بسته داد و دکتر از من خواست که ایشان را تنها بگذارم. نیم ساعتی بیرون ماندم و بیرون آمد. گفت هیچ چیز یادش نمی آید. می دانی یعنی چه دکتر؟ گفتم عوارض بیهوشی. گفت نه احتمالا روهیپنول گفتم دکتر مگر می شود؟ آنقدر حالم بد شد که دکتر جعفری مرا به پاویون رساند و پرستار برایم آب قندی آورد. گفتم دکتر چرا در حکومت اسلامی که این کار از مذموم ترین کارهاست همچین اتفاقی می افتد؟ گفت ببین این عمل چند هدف را دنبال می کند

1- ایجاد ترس وارعاب در جامعه

2- ایجاد خشونت و ترویج آن در جامعه:تصور کن در زندان با دست های بسته به شما تجاوز کنند و هیچ کاری نتوانی انجام دهی. اکثر قریب به اتفاق افراد حاضرند بمیرند و این عمل با آنها انجام نشود. پس در همین مرحله یا دست از جان می شویی و دیگر هیچ چیز برایت اهمیت ندارد جز انتقام یا اینکه دیگر هیچوقت جرات و جسارتی برایت باقی نمی ماند که هر دو از عوامل خشونت هستند و از طرف دیگر تاثیری که روی اطرافیانت می گذارد. تصور کن بچه تو را کسی بکشد. ممکن است از قصاص او بگذری اما اگر بفهمی کسی به فرزندت تجاوز کرده تحت هیچ شرایطی حاضر نمی شوی شخص را ببخشی. حتی به قیمت مرگ. یادت باشد که خشونت عامل نابودی جنبش های مدنی صلح آمیز است. سردمداران حکومت هر کاری می کنند تا بتوانند احساسات جامعه را جریحه دار کنند و پس از آن مردم دست به حرکات خشونت آمیز بزنند تا مجوزی بگیرند برای بستن مردم به گلوله
.
اما اتفاق جدی تری که برای شخصی که به او تجاوز شده است می افتد اینست از او یک فرد افسرده و منفعل می سازد. تجاوز شکستن و خرد کردن افرادی است که باشکنجه های معمول خرد نمی شوند. معمولا این افراد انسانهایی هستند که از لحاظ روحی بسیار قوی هستند و معمولا اگر این افراد تحت درمان دارویی قرار نگیرند خودکشی می کنند چرا که دایم در این فکر هستند که از حرمت شرف خودشان نتوانسته اند دفاع کنند و از طرفی با منفعل شدن آنها نظام را تهدید نمی کنند و تازه ثابت کردن این موضوع از همه چیز سخت تر است چرا که هم تشخیص تجاوز جنسی به عهده پزشک قانونی است که در انحصار دولت است وهم به دلیل گذشت زمان به علت نبود علامت مثبت تقریباً غیرممکن است. و جالبتراینکه بیشترافراد مایل به معاینه پزشکی، بازجویی پلیس و رسیدگی دادگاه نیستند. و از طرف دیگرامران فقط بر اساس شهادت گواهان محکوم نمی‌شوند و باید مدارک تأیید کننده از دیگران کسب شود. مدارک مربوط به اثبات دخول، هویت تجاوز کننده و... .به دکتر فاضلی زنگ زدم و شرح ما وقع را گفتم و گفتم که می خواهم این موضوع را منتشر کنم. گفت فعلا دست نگه دارم تا نه سر خود را به باد دهم نه سر بیمارم را .

امروز با دکتر فاضلی قرار دارم. می خوام پیشنهاد بدهم یک نامه بنویسیم راجع به این موضوع به رئیس مجلسی که می گوید تجاوز جنسی اتفاق نیافتاده و امضای تمام پزشک هایی که می شود را بعد از معاینه بگیرم .بعد از تجاوز قرص هائی به زندانی میدهند. اگر از این قرص به این بازداشتی ها داده باشند آنوقت ثابت کردن تجاوز خیلی سخت است. چون نهایتا تا 72 ساعت در ادرار قابل شناسائی است.

حالا حداقل یک مورد در دست خودمان است.

ضمنا اگر آشنایی دارید که تازه از زندان آزاد شده حتما پست بعدی رو بخوانید و اگر حتی گفت بهش تجاوز نشده حتما کارهایی که گفتم را انجام بدهید، چون اگر بهش روهیپنول داده باشند هیچی یادش نمی یاد

*
روهیپنول یا روفیز دارویی است از خانواده داروهای خواب آور و از طبقه ی پام ها با قدرتی بسیار بالاتر که به دلیل تاثیرات بسیار قوی و طولانی که این دارو در خاموش سازی مرکز سیستم عصبی اعمال می کند به "داروی تجاوز " معروف است. عوارض این دارو استفراغ ، توهم، دشواری در تنفس، کما و فراموشی کامل، اختلال در تکلم و یا حتی مرگ است.